پنج ماهه داره کم محلی میکنه ، پنج ماهه درخواستای دوستیمو توی فیس بوک رد می کنه ، پنج ماهه اصلاً جواب نمیده ، نه ایمیل ، نه پیغام ، نه پسغام ، هیچی . اونم پیغامایی که اگه واسه ملکه ی انگلیس فرستاده بودم ، تا حالا از شوهرش جدا شده بود و با اون سنش بخاطر من ، توی این گرما پا شده بود اومده بود بندرعباس ؛ و راستش چیزی که ناراحتم می کنه ، این نیست که مثلاً از من خوشش نمیاد یا . . . ، اینه که حتی منو به حساب نمیاره ! درست مثل این بازیکنای تیمای اسرائیلی که حریف ایرانیشون حتی حاضر نیست نگاشون کنه . آدم اعتماد به نفسشو از دست میده . . . ولی خب ، مهم نیست ، اشکالی هم نداره ، دنیا کوچیکه خانوم ، مطمئنم ده سال دیگه بازم همدیگه رو می بینیم ، اونوقته که معلوم میشه کی از کرده ی خود پشیمونه . فقط بهتون بگم اگه اون موقع این شما بودین که پشیمونین ، یادتون باشه من همیشه برای دادن یه شانس دیگه به مردم آماده ام ، یعنی دوست ندارم کسی رو دلخور ببینم !  

 

پی نوشت : دلم می خواد بگم دیگه برام اهمیتی نداری ، اما اصلاً از حرفم مطمئن نیستم .