دوچرخه سواری دور جزیره هرمز  « tour de hormuz »

بهترین موقع سال برای هرمزگانگردی ، زمستونه . اون وقتی که هوا خنک تر شده ، توی آسمون ابر دیده میشه ،  گاهاً بارون هم نم نم میباره و در کل خورشید و گرماش به حاشیه رونده شدن . ما هم از این فرصت استفاده کردیم و به پیشنهاد یکی از دوستان ؛ جاتون خالی ، توی یه گروه سه نفری ، رفتیم هرمز واسه دوچرخه سواری .

هر چند که تا حدودی دریا مواج بود ، اما ما به لطف تندروهای بزرگی که توی این مسیر تردد می کنند ، بدون مشکل و ساعت ۸ و ۴۰ دقیقه ، رسیدیم جزیره . صد متری ِ درب ورودی محوطه ی اسکله ، بازارچه ی کوچیکی هست که یکی از مغازه هاش متعلق به آقای « دریا پیما » ست و ایشون اونجا به جهانگردایی مثه من و شما دوچرخه کرایه میده . ما که رسیدیم ، مغازه اش بسته بود و از اونجایی که شماره موبایلش رو روی شیشه مغازه نوشته بود ، بهش زنگ زدیم و تا بخواد آماده بشه و بیاد و به ما دوچرخه کرایه بده ، شد ساعت ۱۰ صبح . توی همین حین ما رفتیم محوطه ی روبروی بازارچه و اونجا مشغول خوردن صبحونه ی مختصری شدیم که با خودمون آورده بودیم ( نون باگت ، پنیر مثلثی ، گردو و آب پرتقال ( شما اگه تونستین چایی هم ببرین که خیلی میچسبه)) . در مورد کرایه دوچرخه به این نکات توجه کنید :
۱ . آقای دریا پیما هر کدوم از دوچرخه ها رو بین ۱۲ تا ۲۰ هزار تومن کرایه میده ( بسته به ساعتی که اعلام می کنید ) ، ( در ضمن می تونید چونه هم بزنید ، اما خواهشاً شورشو در نیارید ، بالاخره اونا هم درآمدشون از همین راهه ) ۲ . اکثر دوچرخه هاش بخاطر استفاده ی زیاد داغونن ! شما قبل از هر چیز حواستون باشه دوچرخه ای که به شما میده ترمزهاش خوب کار کنه ، تا بعد توی سراشیبی های مسیر با مشکل روبرو نشین . می تونید یه دوری با اون دوچرخه بزنید و وضعیت کلی ش بیاد دستتون که اگه نظرتونو جلب نکرد همون موقع عوضش کنید . ۳ . تمام پولو همون اول کار میگیره ، اما کارت شناسایی ای از ما نگرفت ، نمی دونم با شما چه جوری تا میکنه . ۴ . می تونید جاهای دیدنی جزیره و راهنمایی های کلی رو هم ازش بپرسید .

هرمز یه جزیره ی دایره ای شکل تو دل برو اییه که جاده دور اون حدود ۲۴ کیلومتره . منطقه مسکونی در شمال جزیره و درست روبروی سرزمین اصلی ایران واقع شده . از ساحل هرمز ، ساختمونای بندرعباس به وضوح دیده میشن .  ما تور دوچرخه سواری دور هرمز خودمون رو راس ساعت ۱۰ صبح از سمت راست شروع کردیم .

           
                                                      مسیر دوچرخه سواری  ما

برنامه دوچرخه سواری ما با تمام توقفاتمون کلاً  ۴ ساعت طول کشید ، اما یه سری نکات هست که بد نیست بدونید .
دست کم ۳ ساعت دوچرخه سواری ، اونم وقتی که ۵۰ درصد مسیر از بین تپه ها و کوههای کوچیک عبور میکنه ، که یعنی جاده تا دلتون بخواد سربالایی و سر پائینی داره ( یه جاهایی از سربالایی ها راحت تر بود پیاده خودمونو ، و دوچرخه رو ، بکشونیم بالا ) و از طرفی وزش باد از روبرو هم این وسط بشه استخون ِ لای زخم ، اصلاً کار راحتی نیست . ( بعضی از مفاصل و ماهیچه های من تا همین الان دارن درد می کنند ) یعنی به هیچ وجه نباید فکر کرد تجربه ای به شیکی ِ تجربه ی دوچرخه سواری در جزیره ی کیش می تونه باشه . پس توصیه ی من به شما اینه که اگه برای اینکار بدن آماده و ورزشکاری ندارید ، همون درب ورودی اسکله ی هرمز یه سری ماشین ، موتور و موتور وانتی هست که می تونید با یه مقدار پول ، گشتن دور جزیره ی هرمز رو بی دردسرتر انجام بدید . اگه نه ، و اگه واقعاً تصمیم دارید هر طور که شده با دوچرخه خودتونو به  ساحل جنوبی جزیره ( ساختمونای سازمان محیط زیست ) برسونید ، پیشنهاد دوم من به شما اینه که مسیر سمت چپ رو انتخاب کنید ( وقتی از شمال جزیره به سمت جنوب وایستید ، از طرف چپ شروع میشه که مسافت کمتری هم داره )  و از همون مسیر هم برگردید که تقریباً صاف و یک دسته ( حالا هر چند که دیگه توی این مسیر باید قید جاده آسفالته رو بزنید ) . 
برای خود من تجربه های این سفر چیزهایی بودند مثل ، اهمیت فوق العاده زیاد تقسیم انرژی در دوچرخه سواری . شما شاید بتونید تا میونه های سربالایی های خیلی شدید رو هم رکاب بزنید ، مشروط بر اینکه انرژی لازم برای اینکار رو قبلاً هدر نداده باشین . همینطور حالا می فهمم که وقتی توی مسابقات بین المللی دوچرخه سواری میگن « مرحله ی کوهستان » منظورشون چیه . 

مسیر دور جزیره ی هرمز یه مسیر خلوت و ساکته ، توی این مسیر کلاً ما با چهار ـ پنج تا وسیله ی نقلیه بیشتر روبرو نشدیم که این خودش یه جور موهبت بود . حُسن دیگه ی این جاده اینه که از وسط کوههای رنگی جزیره عبور میکنه ( البته بیشتر قرمز ) و وقتی از توی این جاده به پرتگاههای ساحل جنوبی میرسید ، منظره دریا از توی جاده اونقدر قشنگه که بی اغراق ، با منظره دریای مدیترانه ، وقتی داشتم با قطار از رم میرفتم ناپل ، مو نمیزنه . یه توصیه ی مفید دیگه اینکه بعضی قسمت های ساحل جنوبی ، از دیواره ی پرتگاهی شکل ِ خیلی بلندی تشکیل شده و به خاطر سست بودن خاک این تپه ها ، و جهت جلوگیری از وقوع هر گونه اتفاق ناخوشایند ، بهتره فاصله مجاز رو تا لبه پرتگاه رعایت کنید .  شما می تونید از داخل محوطه ی ساختمونای سازمان محیط زیست به پائین ِ این دیواره های ساحلی و کلاً ساحل زیبای جنوبی قدم بزارید . ساحل شنی جنوب جزیره ، فوق العاده تمیز و پوشیده از خورده صدف های شکسته شده خیلی کوچیکه که راحت میشه روی اونا نشست و به دیواره ساحلی تکیه داد و خستگی در کرد . تمیزی این ساحل نه به خاطر اینه که کمتر کسی میره اونجا تا آشغال بریزه ، بلکه بخاطر جزر و مد دریائه که مدام ساحلو میشوره و آشغالا رو به داخل چند تا حفره ای که توی دیواره ی ساحلی درست کرده و شما می تونید داخلشونو ببینید ، می ریزه . دیدن اون حفره های بزرگ و قشنگ که پر از آشغال شدن واقعاً ناراحت کننده است . یعنی ، چقدر باعث افسوسه که همچین سرزمین زیبایی رو دادن در اختیار همچین آدمای بی مبالاتی . هر چی هم میگن ، مگه به خرجمون میره !

ساحل جنوبی که بودیم ، نشسته بودم روی شن ها و خورده صدف ها و تکیه داده بودم به دیواره ی ساحلی و به این فکر می کردم که اون قدیم قدیما ، یعنی حدود ۴۰۰ سال پیش ، وقتی این جزیره هنوز تحت تصرف پرتقالیها بود ، چقدر احتمالش بوده که دو تا سرباز پرتقالی ، درست همین جایی که من الان نشستم ، نشسته بوده باشن و با هم از دلتنگی هاشون برای وطن حرف می زدن . مثلاً « گابریل » داشته به « امانوئل » می گفته : الان ۴ ساله که شهرمونو ندیدم ، نمی دونم نامزدم « ایزابل » هنوزم به قولی که بهم داده وفادار مونده یا نه ؟ امانوئل هم با وجودی که می دونسته احتمالش خیلی ضعیفه ، داشته به رفیقش دلداری می داده که : حتماً وفادار مونده گابریل ِ عزیز ، اصلاً یه چیزی  ، بهت قول میدم توی جشن عروسی تو و ایزابل ، یه مقدار بندری برقصم ! گابریل با تعجب می پرسه : مگه تو رقص بندری هم بلدی ؟ و امانوئل جواب میده : آره جونم ، بومی های اینجا یادم دادن ، ببین . و بعد بلند میشه و باسنش رو بطرز ماهرانه ای پیچ و تاب میده و لرزشی ریز اما مداوم ، از شونه هاش پخش میشن توی کمرش . با خودم فکر میکنم ، صدها سال بعد ، که دیگه اثری از من هم نمونده ، آیا کسی پیدا میشه که بیاد و اینجا بشینه و با خودش بگه : یعنی ممکنه سالها قبل ، این شن های تمیز ساحلی ، گرمی ِ نشیمنگاه ِ یه آدم خیال پرداز رو به خودش دیده باشه ؟ 

حسن ختام سفر به دور جزیره ی هرمز برای ما ، دیدن قلعه ی پرتقالیها بود ، که البته اونو بخاطر ترس از جا موندن از شناور ، سر سری انجام دادیم . هر چند که از این قلعه بدرستی نگه داری نمیشه و در حال پوسیدنه ، اما هنوز هم زیبایی های خاص خودش رو حفظ کرده و میشه عکسهای یادگاری قشنگی با خودش و با توپ های قدیمی ِ جلو درب ورودیش انداخت . 

به امید دیدار شما در سفرهای آینده  .     

وسوسه ی سفری تازه

            

سلام خدمت دوستان و همراهان نازنین ِ وبلاگ از سرزمینهای جنوبی . احتمالاً با دیدن دو پست اخیر این وبلاگ ، که ترجمه ای بودن از مقالاتی با همون عنوان ها ؛ پی بردین که باز وسوسه ی سفر افتاده به جون ِ نویسنده ی نگون بخت ِ این وبلاگ . و راستی ، چه کاری از یه سفر خوب و ماجراجویانه بهتر ؟ توی دنیایی که هر روز خبرهای ناراحت کننده به گوش می رسه و بدبختانه کاری از دست تو هم بر نمیاد برای کم کردن درد و رنج آدمها ، چه چیز می تونه تسکین دهنده تر از بستن چشم و گوش و پا گذاشتن توی یه جاده ی دور و دراز باشه ؟ چه چیز می تونه الهام بخش تر از رفتن و رفتن باشه ، اینکه اونقدر دور بشی تا بلکه با دیدن زیبایی هایی دیگه ی این دنیا ، امیدت رو به زندگی از دست ندی . و درست همینجاست که جستجوی حقیقت شروع میشه .

اگه یادتون باشه یه قراری با خودم گذاشته بودم مبنی بر اینکه هر سال دست کم یه سفر خارجی رو برم . حالا اما سال ۹۲ داره تموم میشه و از قرار معلوم نتونستم به وعده ی خودم عمل کنم . هر چند که افت شدید ارزش پول ملی و پائین اومدن قدرت خرید ما ایرونیا ، می تونه بهترین دلیل برای هر خلف وعده ای باشه ، اما خدایی ، وقتی می بینم این خارجی هایی که هنوز پشت لبشون هم سبز نشده ، دارن دنیا رو چه مفت سیر می کنن ، آدم از خودش خجالت میکشه . یعنی واقعاً چی جلو ما رو گرفته ؟ به کدوم دلیل احمقانه اینقدر سنگین شدیم و نمی تونیم جابجا شیم ؟ مگه چقدر می خوایم عمر کنیم ؟ به قول دوریس لسینگ : « به خاطر کوتاه بودن زندگی هم که شده ، از همه چیز بی نهایت لذت می برم » ( دیگه سخت نگیرین که اصلاً ربط این نقل قول با فواید سفر چی بود ؟! )  مهم اینه که من برای تمام بهانه هاتون جواب دارم . اگه میگید « همچین سفری گرون در میاد  » ، اگه میگید « من متاهلم » ، « شوهرم مرخصی نداره » ، « زنم حرفی نداره اما اومدیم و وقتی برگشتم دیگه بچه ام باباشو نشناخت ! » ؛ نمی دونم سایت « کوچ سرفینگ » رو دیدید یا نه ؟ کافیه توی این سایت عضو بشید و یه مدت اونجا تاب بخورید ، تا ببینید آدمهای زیادی هستند که توانایی ها و استعدادهاشون از شما کمتره ، اما دارن چه ساده و آسون زمین ِ خدا رو می گردند و ماجراجویی می کنند . اون بابایی که میگه من زن و بچه دارم ، عزیز من ، تو اگه بری سفر و این سفر باعث بشه انسانیت ِ تو ، تکامل شخصیت ِ تو ، دست کم یه لول رشد کنه ، فکر می کنی اولین کسایی که از این موضوع سود می برند کیا هستن ؟!؟ البته می دونم به آسونی اینجور حرف زدن هم نیست ، اما باور کنید خیلی جاها ما خودمون بیخودی سخت می گیریم .... بگذریم .  

« کوچ سرفینگ » سایت مفیدیه که به شما این امکان ِ رایگان رو میده تا از توریست ها تو خونه تون میزبانی کنید و یا موقع سفر ، توی خونه شون مهمون بشید . همچنین این امکان رو به شما میده تا نظرات مثبت و منفی بقیه رو در مورد اونی که درخواست داده تا شما میزبانش بشید و اونی که ابراز تمایل کرده تا میزبان شما بشه رو بخونید و بعد تصمیم بگیرید . قبول کنید که توی این دنیا ، مثه خود شما ، آدمای خوب زیادی هستند که دارن زندگی می کنند و میشه بهشون اعتماد کرد  . یعنی اگه یه مقدار وقت بزارید و با دقت و هوشمندانه سفرتون رو برنامه ریزی کنید ، یکی از بخش های عمده ی هزینه های سفرتون که همون اقامت هست ، براتون تقریباً رایگان میشه . در مورد حمل و نقل هم ( که بخش دیگه ای از هزینه های عمده ی یه سفر رو تشکیل میده ) شکر خدا دیگه کم کم این خطوط هوایی ارزون قیمت دارن همه جا پا می گیرند . باورتون نمیشه این خطوط هوایی توی چه جور کشورهایی تاسیس شده . کافیه توی سایت  wikipedia.org تایپ کنید low cost airlines تا ببینید دیگه حتی کنیا و تانزانیا هم از اینجور خطوط هواپیمایی دارند . ( چرا من فکر می کنم کنیا و تانزانیایی ها وضعشون از ما بدتره ؟ )

این روزا من دارم به سه برنامه ی سفری عمده و کاملاً متفاوت با هم دیگه فکر می کنم . اینکه در نهایت کدومشون انتخاب بشه بستگی به خیلی چیزها داره ( بودجه ، مرخصی ، آستانه ی سطح ماجراجویی خودم ، ... ) . برنامه ی اول ، سفر به آمریکای جنوبیه . راستش جام جهانی فوتبال بهانه ی خوبیه برای رفتن به برزیل . می دونید که ، هر جا جام جهانی فوتبال باشه بطور خود به خود اونجا تبدیل میشه به یه جور گردهمایی جهانی . آدمایی که تجربه رفتن به جام جهانی رو دارند ، می دونند که بین همین مردم شاد و رنگارنگ اونقدر ماجراهای جالب و تازه پیش میاد ، اونقدر به شما خوش میگذره که ممکنه حتی دیدن جاذبه های طبیعی برزیل رو هم بیخیال شید . قیمت بلیط های جام جهانی گرون تعیین شدن متاسفانه ، اما چند وقت پیش که داشتم وضعیت خرید بلیط مسابقه ها رو چک می کردم ، دیدم خوشبختانه کمتر کسایی متقاضی خرید بلیط بازی ایران و بوسنی هستند . یعنی خدا رو چه دیدی ، شاید برای اینکه ورزشگاه خالی نمونه بیان و رو به ما که اون بیرون ، دم گیت ورودی ، توی آفتاب وایستادیم ، بگن : « خیلی خب ، ۱۰ دلار بدین برین تو » . از طرفی چون همچین سفری واقعاً هزینه های پروازی بالایی رو به شما تحمیل میکنه ( هیچ خطوط هواپیمایی ارزون قیمتی توی این مسیر پرواز نداره ) و در واقع چون این سفر احتمالاً میشه اولین و آخرین سفر شما به آمریکای جنوبی ، بهتره دیدن کشورهای اون حوالی رو هم توی برنامه تون بگنجونید . مثلاً پرو که از ماچو پیچوش خیلی تعریف میشه و یا کلمبیا که اون هم مورد علاقه ی توریست های زیادیه .
برنامه دوم ، سفر به آفریقاست . این سفریه که با یه مقدار حساب ـ کتاب و وقت گذاشتن ، می تونید ارزون از آب درش بیارید . پرواز با هواپیمایی ایر عربیا به نایروبی پایتخت کنیا ، دیدن حیات وحش شگفت انگیز پارک های ملی کنیا ، عکس گرفتن با انواع و اقسام حیوونایی که تا حالا اونا رو فقط از توی قاب تلویزیون می دیدید ، رفتن ِ زمینی به تانزانیا ، عکس گرفتن از خودتون در حالی که در پس زمینه ی عکس کوه کلیمانجارو  داره خودنمایی میکنه ، دیدن جزیره زیبای زنگبار ، رفتن به دارالسلام پایتخت تانزانیا و از اونجا پرواز با هواپیمایی fastjet به شهر لوساکا پایتخت زامبیا ، رسوندن خودتون به مرز زامبیا و زیمبابوه و دیدن آبشار فوق العاده زیبای ویکتوریا ، این موارد توی برنامه ی مقدماتی سفر به آفریقاست .
برنامه سوم ( که بین خودمون بمونه ، بیشتر بهش نظر دارم ) ، سفر به هندوچین و بخشی از جنوب ِ چینه . این سفر هم می تونه ارزون تموم بشه . پرواز ماهان از تهران به بانکوک ، رفتن به شهر باستانی آیوتایا ، رفتن به سمت مرز کامبوج و گرفتن ویزا در مرز ، ورود به کامبوج و رفتن به شهر Siem Reap ، بازدید از مجموعه معبدهای استثنایی آنکور ، رفتن به پنوم پن ، رفتن به مرز ویتنام و ورود به این کشور ، دیدن شهر سایگون ، دیدن بخشی از دلتای رود مکونگ ، رفتن با اتوبوس یا قطار به شهر da nang و ملاقات با مردم روستای ِ ماهیگیری ِ Hoi An ، رفتن به شهر dong hoi و بازدید از پارک ملی phong nha-ke در نزدیکی این شهر و اگه خدا شانس بده و یه بومی ِ شیر پاک خورده ای جلو راهمون قرار بده که بتونه ما رو یه جوری به کاوش غار son doong هم ببره که میشه نور الانور و بعد از اون می تونم با خیال راحت انگشت شست دست راستمو به فرشته ی مرگ نشون بدم که « حالا میتونی بیای کارتو انجام بدی ، من دیگه خالی شدم از آرزو و رویا » * بعد ، رفتن به خلیج هالونگ ، بازدید از هانوی پایتخت ویتنام ، رفتن به مرز چین و ورود به این کشور ، بازدید از جاذبه های دیدنی جنوب چین ( در حوصله تون نمیگنجه اگه به خوام یک به یک اسم ببرم ) ، برگشتن به سمت مرز لائوس و ورود به این کشور ،  عبور از مرز لائوس به تایلند و رفتن به شهر چیانگ مای ، برگشتن به بانکوک ، برگشتن به تهران .
البته از اونجایی که هنوز از بین این سه تا برنامه ، گزینه ی نهایی انتخاب نشده ، پیداست که توی جزئیات سفر هم ریز نشدم . ریز شدن توی جزئیات هم که می دونید یعنی چی ؟ یعنی صبح هر روز از سفرت که از اقامتگاهت اومدی بیرون ، دقیقاً بدونی کجا می خوای بری ، دقیقاً بدونی با چی می خوای بری ، دقیقاً بدونی چقدر خرجت میشه و حتی الامکان تصاویری از این مسیری که می خوای بری هم از قبل دیده باشی و مسیر برات ناآشنا نباشه .... چقدر حرف زدم !! بقیه اش بمونه برای بعد  :)  

* تصاویر این son doong cave رو یه سرچی بکنید تا بفهمید من چی دارم میگم .

سوالاتی که قبل از بالون سواری در کاپادوکیا ترکیه باید پرسید  

          

۱ . خلبان : تجربه ، زبان و شخصیت ؟

گزینه تجربه ی خلبان ممکن است یکی از مهمترین عوامل موثر بر پرواز ماجراجویانه ی شما باشد . هر چند خلبانان ِ با تجربه ، دستمزد بیشتری طلب می کنند و اکثر شرکت های ارائه دهنده این خدمات برای صرفه جویی در هزینه ها از خلبانان تازه کار استفاده می کنند ، اما بطور کلی تجربه ی خلبان فاکتور مهمی در بالون سواری بر فراز کاپادوکیا می باشد . در بسیاری از نقاط دنیا ، بالون سواری شامل رسیدن به ارتفاع بالا و فراهم نمودن یک نمای پانورامایی شگفت انگیز از منطقه برای مسافران است ؛ اما در کاپادوکیا رسیدن به ارتفاع بالا تنها بخش کوچکی از پرواز را تشکیل می دهد . بهترین خلبانان در کاپادوکیا ابتدا بالون را به ارتفاع بالا می برند و پس از آن زمان زیادی از پرواز را به فرو بردن بالون در دره ها و بیرون آوردن آن اختصاص می دهند .
اگر شما انگلیسی حرف می زنید ، آیا مهم نیست خلبان بالون هم انگلیسی حرف زدن را بلد باشد ؟ حدس من این است که بسیاری از خلبانان اینگونه اند ، ولی احتمالاً در تسلط به این زبان یکسان نیستند . مسئله ی تسلط بر زبان خلبان ، بر این موارد تاثیر می گذارد : دستورالعمل های مورد نیازی که باید به شما داده شوند ، جواب سوالاتی که ممکن است برای شما ایجاد شوند ، اطلاعات در مورد منطقه و بالاخره توانایی شما برای ارتباط با خلبان . اگر این موارد برای شما مهم هستند ، در باره سطح زبان انگلیسی خلبانی که می خواهید با او پرواز کنید پرس و جو کنید .  می توانید از شرکت ارائه دهنده ی خدمات بالون سواری بپرسید زبان انگلیسی ( یا هر زبان دیگری که مد نظر شماست ) کدامیک از خلبانان بهتر است و بعد پرواز با او را انتخاب کنید .
همچنین یک خلبان اجتماعی و خونگرم پرواز را برای شما لذت بخش تر می کند . من در این مورد سه تجربه ی متفاوت دارم ، اولین پرواز من با خلبان ارشد شرکت Royal Balloon آقای سوآت اولوسوی بود . او با داستانهایی از سالها تجربه ی پروازش ما را سرگرم کرد ، خلق و خوی آرام ، مثبت اندیشی و ارائه اطلاعات مفید در مورد مناطقی که ما از روی آن عبور می کردیم از ویژگی های دیگر او بود . در پرواز دوم خلبان ما در کل مسیر به ندرت حرف زد . در پرواز سوم با شرکت Istanbul Balloons خلبان برخوردی دوستانه داشت و زبان انگلیسی او نیز عالی بود ، اما تا زمانی که سوالی نمی پرسیدید اطلاعاتی هم بدست نمی آوردید . هر سه پرواز لذت بخش بودند ولی با تجربه های متفاوت . در کل توصیه می کنم در مورد چیزهایی که از یک بالون سواری لذت بخش انتظار دارید فکر کنید و پس از آن برای آنها سراغ یک خلبان مناسب را بگیرید . بعنوان مثال اگر می خواهید اطلاعات خلبان از منطقه برایتان روشن شود از مسئولین شرکت بالون سواری بپرسید : خلبان چه مدت در کاپادوکیا زندگی کرده است ؟

۲ . اندازه سبد ؟

تعداد نفراتی که در پرواز همراه شما هستند بسته به قیمتی ست که می پردازید . تا آنجایی که من اطلاع دارم سبد های کوچک ۱۲ تا ۱۶ نفر ظرفیت دارند و سبدهای بزرگ ۲۰ تا ۲۵ نفر . می توانید تصور کنید که ایستادن در گوشه ی یک سبد با ۳ نفر تا چه حد می تواند راحت تر از ایستادن در کنار ۵ نفر باشد . اینکه چقدر این مزیت مهم است و یا برای آن ۲۰ تا ۳۰ یورو بیشتر ارزشش را دارد یا نه ، چیزهایی هستند که به خودتان مربوط است . شرکت های بالون سواری با خدمات بهتر و گرانتر معتقدند این تجربه ی با ارزش ممکن است تنها یکبار در زندگی شما اتفاق بیفتد ، بالون سواری شام خوردن در رستوران مک دونالد نیست ، اگر می خواهید آن را فقط یکبار انجام دهید ، جواب سوالاتی از قبیل آیا ارزشش را دارد که قدری بیشتر خرج کنم تا تجربه ی بهتری کسب کنم ؟ چقدر بیشتر خرج کنم ؟ ... بسته به بودجه و مذاق ماجراجویانه/ راحت طلبانه ی شما دارد .

           
                                                             نمونه ی یک سبد ۱۶ نفره ، ۴ نفر در هر گوشه  

۳ . طول مدت پرواز ؟   

۶۰ دقیقه یا ۹۰ دقیقه ؟ قطعاً ۳۰ دقیقه بیشتر ، معادل طی کردن مسافت طولانی تر ، دیدن مناظر بیشتر و کسب تجربه های افزون تر است . ولی از طرفی پرداخت تا ۸۰ یورو بیشتر را نیز میطلبد که باز برمی گردد به شما و بودجه ای که برای این موضوع اختصاص داده ائید .

۴ . ناوبری : در ارتفاع بالا یا پائین ؟

در این مورد در بالا صحبت کرده ائیم ، خلبانان با تجربه مخلوطی از هر دو را انتخاب می کنند . آنها زمان زیادی را صرف نشان دادن « دودکش های جن و پری » و « تپه های رنگین کمانی ِ توفا » در دره های منطقه می کنند . اکثر شرکت های بالون سواری خلبانانشان را ترغیب می کنند که هر دو نوع تجربه را ارائه دهند ( هم پرواز در ارتفاع پائین و هم در ارتفاع بالا ) ولی قبل از سوار شدن بد نیست شما هم این را از آنها بپرسید .

۵ . صبحانه ؟

نمی دانم گزینه ی صبحانه ی قبل از پرواز با بالون تا چه حد برای شما مهم است ؟ برخی از شرکت ها صبحانه های ترکیه ای لذیذ و مفصلی برایتان تدارک دیده اند ، برخی ممکن است شما را به یک رستوران محلی در همان نزدیکی ها ببرند ، برخی هم یک چیز مختصر در همان محوطه پرواز برایتان فراهم می کنند .

۶ . انعطاف پذیری در برخاستن ؟

جهت وزش باد در کاپادوکیا بطور مرتب تغییر می کند . شرکت های مختلف ارائه دهنده خدمات بالون سواری در کاپادوکیا بسته به مکان آغاز پروازهایشان از انعطاف پذیری بالاتر یا پائین تری برخوردارند ( شرکت ها با تعداد بالن بیشتر انعطاف پذیری کمتر و بالعکس ) . اگر جهت باد عادی باشد ( جنوب به شمال ) ، انعطاف پذیری در برخاستن مهم نیست . اما در اغلب اوقات جهت باد تغییر می کند . انعطاف پذیری یک شرکت برای شما تا حد دیدن دره ها و دودکش های زیبای جن و پری در مقابل دیدن یک دشت وسیع و باز تغییر می کند . بیشتر شرکتها تا حد خوبی در این موضوع انعطاف پذیر هستند اما بزرگترهایشان تا حدودی محدودیت دارند . شما می توانید در این مورد از آنها سوال کنید .

۷ . ون های حمل و نقل ؟

بعضی از کمپانی ها ، ماشین های ون راحتی را برای انتقال شما از هتل تان تا محوطه پرواز در نظر گرفته اند و برخی دیگر نه . با توجه به اینکه شما صبح خیلی زود باید به محوطه پرواز بروید ، ماشین های راحت با علائم مشخص شناسایی ِ مخصوص هر شرکت ، درج شده بر روی آنها و همینطور راننده هایی که اطلاعات زبان انگلیسی شان مناسب باشد ، مهم هستند . این مورد را نیز می توانید از شرکت مربوطه بپرسید .

۸ . منطقه انتظار ؟

کجا می خواهید منتظر بمانید تا بالون ِ شما در آن صبح زود آماده ی پرواز شود ؟ بعضی از شرکتها در فصلهای سرد ابتدا بالون را آماده پرواز می کنند و سپس مسافران را از هتل هایشان به منطقه شروع پرواز می آورند . برخی دیگر هم مسافران را زودتر به منطقه پرواز می آورند که در این حالت شما شاهد روشن شدن مشعل ها و پر شدن بالون از هوای گرم و در کل فرآیند آماده شدن بالون خواهید بود . این که کدام را انتخاب می کنید بستگی به خودتان دارد .

۹ . جنس بالون : نایلون ، هایپرلاست ( hyperlast ) ، هایپرلاست با پوشش نقره ؟

این ویژگی که دیده هم نمی شود ، به احتمال زیاد برای پرواز شما مهم نخواهد بود . کدام بالون از موادی ساخته می شود که تحمل پرواز را نداشته باشند ؟ با این وجود اگر مشکلی هم وجود داشته باشد ، مواد قوی تر کمتر احتمال دارد پاره شوند . شرکتی که پول بیشتری را صرف خرید بالونی با مواد بهتر می کند ، به احتمال زیاد برای پرواز خود هزینه بیشتری از شما دریافت می کند . آیا آخرین و امن ترین تکنولوژی ها برای شما مهم هستند ؟ اگر چنین است ، شما باید در این موارد از آنها سوال کنید . شرکت ها باید بطور منظم « تست چنگ زدن » ( grab tests ) را در بالون های خود انجام دهند . همه آنها می گویند که اینکار را انجام می دهند ، اما این باعث می شود از اینکه به دیگران نشان می دهید ایمنی چقدر برایتان مهم است ، احساس بهتری داشته باشید . از طرفی همه این شرکت ها باید دارای آخرین تکنولوژی GPS باشند . همچنین اطلاعاتی در مورد اینکه هر چند وقت یکبار بالون هایشان را تعویض می کنند ؟ که باید بین ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ ساعت کارکرد باشد ( بسته به اینکه بالون چطور مورد استفاده قرار گرفته است ) ، همه اینها هزینه بر هستند که معنی آن این است که بر قیمت بالون سواری شما تاثیر می گذارند .

۱۰ . بیمه ؟

بیمه یکی از مهمترین فاکتورهایی ست که می بایست به آن پرداخته شود چون شما واقعاً نمی دانید قرار است چه اتفاقی بیفتد ، هر چند ۹۹ درصد مواقع هیچ اتفاقی نمی افتد ، با این وجود ارزش آن را دارد که بدانید شرکت بالون سواری ، تحت پوشش چه بیمه ای ست . اگر از این بابت نگران هستید ، از آنها بپرسید در صورت بروز سانحه چه اتفاقی می افتد . منظور از  سانحه حتماً سقوط مرگبار نیست . آسیب دیدن شما در حین بالا رفتن از سبد بالون ، تصادف ونی که شما را به محل پرواز می رساند و بالاخره سقوط از بالون . اگر پاسخ مناسبی به سوال شما ندهند ، بهتر است سراغ شرکت دیگری بروید . بیمه جزو مواردی ست که قیمت نهایی بالون سواری شما را تحت تاثیر قرار می دهد . بیمه ارزان نیست ، اگر پرواز ارزانی را یافته ائید ، ممکن است شرکت مورد نظر گزینه ی بیمه را ندیده گرفته است . که البته باز بر میگردد به نوع شخصیت شما ، آیا کسی هستید که از قمار کردن نمی ترسد ؟ که اگر چنین است ، جای هیچ گونه نگرانی ای نیست !

۱۱ . گاز : LPG یا پروپان ؟

LPG ارزان و کثیف است . برای LPG فیلتر مورد نیاز است . پروپان تمیزتر ، امن تر و بطرز قابل توجهی ، گران تر است . همه ی شرکت ها می گویند از پروپان استفاده می کنند و این سوالی ست که بطرز جالبی همیشه جوابی یکسان داشته است .

نکات دیگر

خیلی از توریست ها تا لحظه ای که پای بالون نرسیده اند ، نمی دانند با بالون های چه شرکتی قرار است پرواز کنند . آنها معمولاً بلیت هایشان را از واسطه ها می خرند که این شرکت های واسطه نیز اطلاع دقیقی از برنامه و شرکت اصلی برگزار کننده بالون سواری در اختیار مسافر قرار نمی دهند . بهتر است شما شرکت مورد نظر خود را انتخاب کرده ، بعد بطور مستقیم از سایت اینترنتی آن شرکت ، دفتر رسمی و یا از رسپشن هتلی که در آن اقامت دارید ، خرید را انجام دهید .

            

 

لینک زیر هم می تواند در مورد مقایسه شرکت های ارائه دهنده ی خدمات بالون سواری در کاپادوکیا به شما کمک کند .

http://www.captivatingcappadocia.com/cappadocia-hot-air-balloon-company/

کدام سمت برای دیدن آبشار ویکتوریا بهتر است : زامبیا یا زیمبابوه ؟

آبشار ویکتوریا یکی از بزرگترین و زیباترین آبشارهای دنیا در جنوب قاره ی آفریقاست که بر روی رودخانه زامبزی ( Zambezi ) در مرز کشورهای زامبیا و زیمبابوه واقع شده است . این مطلب بدون کمترین توضیح اضافه ای به این سوال اساسی توریست های عزیز می پردازد که : کدام سمت برای دیدن این آبشار بهتر است ، زامبیا یا زیمبابوه ؟

                          

سمت زیمبابوه سمت بهتری برای دیدن آبشار ویکتوریاست . هر چند سمت زامبیا از نظر بصری کلوز آپ های بزرگتری را در اختیارتان می گذارد و بعضی از نقاط تماشایی آبشار تنها در این سمت هستند ، اما سمت زیمبابوه به مراتب سهم بیشتری از نمای کلی آبشار ، مناظر زیبای قابل عکسبرداری و جریان آب آن در طول سال ارائه می دهد .
برای اینکه این نوشته ی کوتاه گمراهتان نکند ، بهتر است به هر دو قسمت بطور مجزا بپردازیم : 

آبشار ویکتوریا از سمت زیمبابوه

به عکسهایی که از آبشار ویکتوریا می بینید ، دقت کنید . بعنوان یک قاعده ی کلی اگر آب در سمت چپ تصویر و زمین در سمت راست باشد ، شما در حال دیدن آبشار ویکتوریا از سمت زیمبابوه هستید . برعکس ِ این حالت هم سمت زامبیا می شود : آب سمت راست و زمین سمت چپ . بیشتر عکسهایی که از آبشار ویکتوریا می بینید ، از سمت زیمبابوه گرفته شده اند .
حدود دو سوم نمای آبشار ویکتوریا در سمت زیمبابوه قرار دارد ، همینطور بیشترین قسمت ریزش گاه آبشار و عمیق ترین کانال رودخانه ی زامبزی نیز در این سمت واقع شده اند . نمای بسیار بیشتر برای تماشا و عکاسی آنهم درست در مقابل جنگل های بارانی ، بهمراه مه همیشگی ناشی از ریزش آب آبشار ، همگی در این سمت آبشار هستند .
بعلاوه نزدیکی شهر ویکتوریا فالز در سمت زیمبابوه و هتل های بسیاری که به فاصله ی کمی از ورودی محوطه ی آبشار قرار دارند ، به شما آزادی بیشتری برای اکتشاف منطقه در اوقات فراغت تان می دهند .   

آبشار ویکتوریا از سمت زامبیا

با وجود کلوز آپ های بزرگ ، زوایای جالب ، پل پیاده روی و لبه ی چاقویی شکل ، همینطور شانس پریدن و شنا کردن در لبه ی آبشار !!! ( درون استخر شیطان ) * در سمت زامبیایی آبشار ویکتوریا ، این سمت نیز سهم عادلانه ی خود را از تجربه های شگفت انگیز این آبشار برده است .
تمام عکسهایی که شما از شنا توریست ها در لبه ی این آبشار در حالی که مثلاً در حال سقوط هستند و یا شکلک های دیگری در آورده اند می بینید ، از سمت زامبیا گرفته شده است .
استخر شیطان ( Devil's Pool ) استخری طبیعی ست که در نزدیکی لبه آبشار و در کنار جزیره لیوینگستون در سمت زامبیا شکل گرفته است . هنگامی که جریان رودخانه در سطح مناسبی باشد ( معمولا بین ماه های سپتامبر و دسامبر ) یک مانع سنگی به شکل گردابی ، فضای محدودی بوجود می آورد که اجازه می دهد شناگران پرماجرا با یک نوع ایمنی نسبی ، به شلپ شلوپ در آن بپردازند . البته نه اینکه کاملاً بی خطر باشد .

         

در سمت زامبیا هتل های Zambezi Sun و Royal Livingstone در نزدیکی آبشار قرار دارند اما برای رسیدن به هتل های دیگر باید مسافت طولانی تری را طی کرد ، هر چند که اکثر هتل ها و لوژهای این سمت برای رساندن مسافران به آبشار به سرویس های حمل و نقل مخصوص به خود مجهز هستند .
نکته مهمی که باید توجه شود این است که در ماههای خشک سال ( از حدود اکتبر تا دسامبر ) سمت زامبیایی آبشار ویکتوریا تا حدودی خشک می شود و از حجم آب در سمت زیمبابوه ای این آبشار نیز کاسته شده و آن را تبدیل به یک آبشار نسبتاً سنگین و زیبا در آن سمت می کند .

نتیجه گیری

برای راحتی بیشتر و داشتن بهترین مناظر ، ما سمت زیمبابوه را توصیه می کنیم . اگر نگران امنیت خود هستید ( که البته دلیلی برای این نگرانی وجود ندارد ) شما می توانید در سمت زامبیا اقامت داشته باشید و از امکان عبور روزانه از مرز ( day-pass که هزینه ی متغییر و خاص خود را دارد ) و آمدن به سمت زیمبابوه استفاده کنید .  هر چند که برای دیدن برخی زوایای بزرگ آبشار و گرفتن عکس هایی با فاصله نزدیک از آن ، توصیه می کنیم حتماً سمت زامبیا را هم از دست ندهید .
اگر به کیفیت محل اقامت خود و فعالیت های تفریحی جانبی اهمیت می دهید ، به نظر ما هر دو طرف به یک اندازه در ارائه فعالیت های رفاهی ، کیفی و گزینه های مقرون به صرفه سهم می برند .
توصیه نهایی این است ، هر چند که در کل ما سمت زیمبابوه را بهتر از زامبیا می دانیم ، اما صرف نظر از این که شما کدام سمت را انتخاب می کنید ، توصیه می کنیم دیدن دو سمت این آبشار را با فضاهای شگفت انگیز و باورنکردنی اش از دست ندهید .

             

بهترین زمان برای بازدید از آبشار ویکتوریا

بهترین زمان سال برای دیدن آبشار ویکتوریا بین ماههای مه و سپتامبر است . هر چند که این زمان نیز بستگی به برنامه های شما دارد . اینکه چه موقع بتوانید مرخصی بگیرید و به سفر بروید ؛ و یا در برنامه ی سفرتان چه گزینه هایی را گنجانده باشید .