دیشب جیرجیرکهای مذکر ، کل محل را روی سرشان گذاشته بودند . ( فصل ِ آن کارهای بی تربیتی شان است انگار ) بعد خوب که گوش کردم دیدم یکی از آنها بجای جیر جیر کردن دارد با صدای سوزناکی این ترانه ی محسن یگانه را می خواند :

"  آی خدا دلگیرم ازت

آی زندگی سیرم ازت

  . . .  "

دو لیوان شربت گذاشتم توی سینی و رفتم کنارش نشستم . تا خود صبح بیدار بودیم . حالا هر چند که حتی یک جیرجیرک مونث هم دور و برمان پیدایش نشد ، اما خیالمان نبود ؛ او با سوز و گداز می خواند و من سراپا گوش بودم .