شايد چندش آورترين بخش تمدن غرب ، سنگاي مستراح شون باشه .
روزهاي عاري از شرافت ، عاري از اخلاق .
روزهاي دريدن همديگه زير پوشش حقانيت .
توقع داشتن يه آپارتمان دو خوابۀ ۹۰ متري با يه ۲۰۶ نقره ايي با يه حقوق مناسب كه مجبور نباشي همه اش رو واسه قسطاي وامات بدي اينور و اونور ، توقع زياديه ؟
پ ن : بچه هم كه بودم هميشه بهم مي گفتند « كم توقع » .
مهِ سردِ رو تن پنجره ها
مثل بغض توی سینۀ منه
ابر چشمام پر اشکه ای خدا
وقتشه دوباره بارون بزنه . . .
پ ن : گوش دادن ترانه هاي سياوش ، اونهم درست كنار موجای دريا ، چه ها كه نمي كنه با آدم .
كجاست آن شاعري كه مي گفت « فرقي نمي كند چه كسي بر اين سرزمين حكومت كند ، مادامي كه من بتوانم شعرهايم را بسرایم . »
- باید قول بدی که بهت بر نخوره .
- نه نه ، نميشه همچين قولي رو داد . من نمي دونم كه چي مي خواي بگي ، تو چيزي كه بايد بگي رو ميگي و برخورد عادي من ممكنه اين باشه كه بهم بر بخوره و اونوقت بدون اينكه مقصر باشم ، زير قولم زدم .
منبع : « قصه هاي عامه پسند » - كوئينتين تارا نتينو
- يه مرد متاهل رو خيلي راحت مي شه تشخيص داد .
- چه جوري ؟
- اولاً اينكه يه جورايي آرامش دارند ، تو رفتارشون تو حرف زدنشون ، هرچند كه مهمل به هم ببافند . دوماً ، يه بوي خاصي ميدن . يعني بدنشون بعد از يه مدتي يه بوي خاصي از خودش متصاعد مي كنه كه من بهش مي گم بوي تاهل ، مثلاً اين بو رو تو الان نداري ، در واقع هيچ بويي نمي دي .
- چي ميگي ، من عطر كنزو زدم .
- نه منگول ، منظورم اون نبود .
- باید قوانین اخلاقی معینی را پذیرفت ، وگرنه آدمي نمي تواند از زندگي انساني ، ادبيات و يا از هيچ چيز ارزشمند ديگري برخوردار شود .*
* آيوي كمپتون - برنت
السَّلامُ عَلَیْکَ وَعَلى الاَرْواحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنائِکَ عَلَیْکُمْ مِنِّی جَمیعاً سَلامُ الله أَبَداً مابَقِیتُ
وَبَقِیَ اللَیْلُ وَالنَّهارُ .
ایام عزاداری حسینی رو به دوستداران ایشون تسلیت عرض می کنم .
از اون روزایی که روی دیوار مدرسه می نوشتیم « همه از مرگ می ترسند من از امیر علی می ترسم » خیلی وقت می گذره . اون موقع نفهمیدم این جمله رو بچه ها از کجا پيدا كرده بودند ، ولی هر چی که بود بدجور به دل می نشست ، یه جورایی احساس قدرت مضاعف مي داد به آدم .
حالا سالهاست نه بچه هاي اون موقع رو مي بينم نه مدرسه قديمي رو ، فقط خيلي دلم مي خواد برم و اگه اون جمله هنوز هست زيرش يه اعتراف ساده بنويسم كه ، امير علي هم از مرگ مي ترسه دوستان .
